معجزه حضرت علی (ع)

جویریه بن مسهر كه از یاران باوفای حضرت علی(ع) است میگوید: با حضرت امیرالمومنین(ع) از قتال با خوارج نهروان میآمدیم تا رسیدیم به سرزمین بابل3. هنگام نماز عصر رسید.امیرالمومنین و تمام مردم كه با حضرت بودند از اسب پیاده شدند، علی(ع) فرمود: ای مردم، این سرزمین، ملعون و از رحمت خدا به دور است و به تحقیق در روزگار سه بار و یا به روایتی دو مرتبه اهل آن معذب شدند و خداوند بر آنان عذاب نازل كرد. و این سرزمین یكی از شهرهای قوم لوط است كه زمین اهل خود را با شكافته شدن و خسف از بین برد. و اولین سرزمینی است كه در آن بت پرستیده شد.برای هیچ پیامبر و یا وصی پیامبر حلال و جایز نیست كه در روی آن نماز بخواند. ای یاران من، هر كدام از شما خواستید در این سرزمین نماز بگزارید مانعی نیست. پس مردم در حاشیه جاده به نماز ایستادند و فریضه خویش را به جا آوردند و امیرالمومنین(ع) بر استر رسول خدا(ص) سوار شد و از آن سامان تشریف برد. جویریه گفت: عرض كردم والله امیرالمومنین را تبعیت خواهم كرد و از حضرتش نمازم را تقلید خواهم نمود. و پشت سرآن حضرت راه افتادم. پس سوگند به خدا از جسر «سورا» در ارض بابل نگذشته بودیم كه آفتاب غروب كرد. پس من شك كردم كه آیا نماز ما باید فوت شود؟ و آیا نباید حضرت علی(ع) نماز بخواند؟ پس ناگهان امام(ع) متوجه من شد و فرمود: یا جویریه آیا شك نمودی؟ پس عرض كردم: بلی یا امیرالمومنین! حضرت در ناحیهای پیاده شد. آنگاه وضو ساخت و برخاست و به كلامی و دعایی ناطق شد كه نفهمیدم چه گوید، گویا به عبرانی سخن گفت. سپس ندا در داد«الصلاه!».
نظر كردم به سوی آفتاب، سوگند به خدا دیدم كه از بین دو كوه خارج شد و از برای او صوت و صدای شدیدی بود. آن گاه حضرت به نماز عصر ایستاد و من نیز نماز را با آن حضرت گزاردم. وقتی كه از نماز فارغ شدیم دفعةً شب شد همچنان كه بود. پس آن هنگام حضرت رو به من كرد فرمود: ای جویریه بن مسهر همانا خداوند عزوجل به حبیبش میفرماید: «ای پیامبر!به نام عظیم پروردگار خود تسبیح گوی» ای جویریه من خداوند را به اسم اعظمش خواندم. آفتاب را برای من برگرداند. جویریه وقتی كه این معجزه را از آن حضرت دید، گفت: به پروردگار كعبه سوگند كه تو وصی نبی هستی4. شاید علت اینكه امیرالمومنین(ع) معجزه ردشمس راپس ازجنگ نهروان درسرزمین بابل اظهار فرمود، این باشد كه خوارج نهروان، مردمی ظاهرالصلاح و متعبد بودند و از كشتن آنان در ذهن ساده- لوحان شبهه ای پدید آمده بود و لازم بود امیرالمومنین(ع) معجزه ای اظهار فرماید تا دفع شبهه بشود و معرفت انان درحق آن حضرت واعمالش بیشترگردد.
بعضی درباره این روایت اشكالاتی كرده اندوسید مرتضی-علیه الرحمه-پاسخ فرموده است:
اول اینكه: چراآن حضرت عمدا نمازش راقضا كرد؟ سید مرتضی درپاسخ فرمود كه: نماز عصر آن حضرت ازوقت فضیلت عصر تاخیر افتاد. (مطابق آن روایتی كه میگوید: آفتاب نزدیك غروب رسیده بود و غروب نكرده بود) دیگراینكه:اگرهم غروب كرده بود، اقامه نماز در ارض بابل برای پیامبر و وصی پیامبر(ص) حرام و ممنوع بود به ناچار علی(ع)باید از آن سرزمین میگذشت و به زمینی میرسید كه اقامه نماز در آن جا برایش جایز باشد.
اشكال دیگراینكه رد شمس اگر واقع شود همه باید ببینند و نقل كنند.
جواب داده است كه: آفتاب غروب نكرد(تا هوا تاریك شود) و آن قدر برگشت كه وقت فضیلت نماز عصر شد وآن قدر طول كشید كه حضرت دو ركعت نماز عصربه جا آورد.این مقدارتاخیرخیلی محسوس نیست مگر برای افرادی كه دقت نظربیشتری داشته باشند.لذا تمامی افرادی كه با حضرتش بودند به خوبی توجه كردندوفهمیدند5.
3. موضعی است در عراق نزدیك حله والان «مسجدالشمس» درآنجااست.
4. من لایحضره الفقیه، ج1، ص 204.
5. تفسیر ابوالفتوح رازی به نقل از سیدمرتضی اعلی الله مقامه، جلد 4، پاورقی ص 171.
سلام دوستان به وبلاک من خوش امدید