معجزه امام علی (عتیه السلام) - پرده برداری از بهشت و جهنم

عده ای از اصحاب امام علی (ع) به گفتند : وصی حضرت موسی و عیسی (ع) دلایل و معجزاتی به مردم نشان دادند شما نیز اگر معجزاتی به ما نشان دهید قلب های ما مطمئن می شود .

امام علی (ع) فرمود : شما تحمل علوم ، دلایل و نشانه هارا ندارید . اما مردم اصرار کردند . سرانجام امام (ع) آنها را به سوی قبرستان حرکت داد تا به یک سرزمین خشک و نمکزاری رسیدند . آنگاه آهسته دعا کرد و گفت : پرده ات را کنار زن . ناگهان باغ ها و نهرها در یک سو و آتش جهنم در سوی دیگر نمایان گشت .

عده ای گفتند : سحر ،سحر عده ای معجزه را پذیرفتند و گفتند : پیامبر (ص) فرمود : قبر باغی از باغ های بهشت

و یا حفره ای از گودی های جهنم .

معجزه امام علی (علیه السلام) - تبدیل سنگ ریزه به جواهر

امام علی (ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت در مسجد کوفه حضور داشتند . مردی خطاب به امام (ع) عرض کرد:

پدر و مادرم فدایت من تعجب می کنم از این دنیایی که در دست این گروه است و شما از آن بهره ندارید .

حضرت فرمود : تو گمان می کنی ما دنیا را می خواهیم وبه ما داده نمی شود ؟ آنگاه یک مشت از سنگ ریزه ها را برداشت و به اعجاز خود به جواهر مبدل ساخت و پرسید اینها چیست ؟

عرض کردم : بهترین نوع جواهر است . سپس حضرت فرمود : اگر دنیا را بخواهیم برای ما وجود دارد اما نمی خواهیم و پس از آن انها را به دور افکند و دوباره سنگ ریزه ها به حالت اول برگشتند .

معجزه امام علی (علیه السلام) - تکلم با خورشید

ابن عباس گوید : وقتی از فتح مکه باز می گشتیم شب هنگام در هوازن بودیم ، پیامبر (ص) به علی بن ابی طالب (ع) فرمود : یا علی ! بر خیز و منزلت خود را نزد خدا در یاب و به هنگام طلوع خورشید با آن سخن بگو . من به فضل گفتم بلند شو ببینم علی ابن ابی طالب (ع) چگونه با خورشید سخن می گوید . وقتی خورشید طلوع کردبلند شد و خطاب به خورشید گفت : سلام بر تو ای بنده ی صالح پایدار در طاعت پروردگار خویش.خورشید در جواب گفت : و علیکم السلام ای برادر رسول خدا و وصی و حجت خداوند برخلقش . آنگاه علی (ع) به سجده شکر افتاد و دیدم رسول خدا بلند شد و سر او را گرفت وبلند کرد و دست به صورت او می کشید و می گفت بلند شو حبیب من که اهل آسمان از گریه تو به گریه آمدند و خدای عزوجل به خاطر تو برحاملان عرش مباهات کرد

معجزه پیامبر (صلوات الله علیه) - شفای چشم

قتاده بن نعمان در جنگ بدر و احد شرکت داشته است . در جنگ احد ضربتی بر چشم او وارد شد که از حدقه درآمد. نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد : زن زیبایی دارم که او را دوست دارم و او نیز مرا دوست دارد.بیش از چندروزی ازعروسی ما نگذشته است و بسیار ناراحتم که مرا با این چشم آویخته دیدار کند . حضرت چشم او را درجای خود گذارد و گفت «اللهم اکسه الجمال» خدایا زیبایی را بر او بپوشان چشم او شفا یافت و از اول نیکوتر شد وهرگز درد نگرفت  اگر چه چشم او گاهی به درد می آمد.

معجزه پیامبر (صلوات الله علیه) - زنده کردن بزغاله

وقتی پیامبر (ص) وارد مدینه شدند در خانه ی ابو ایوب انصاری فرود آمد . در آن هنگام به جز یک بزغاله و سه

 کیلو گندم درمنزل او چیزی نبود . بزغاله را برای آن حضرت بریان کرد واز گندم نان پخت وبه نزد او آورد .

حضرت فرمود : که در میان مردم ندا دهند هر کس غذا می خواهد به منزل ابو ایوب بیاید . ابو ایوب صدا می زد و

 مردم به سرعت به منزل او می امدند تا خانه اش از جمعیت پر شد و همه آنها از غذای او خوردند و سیر شدند و غذا

 کم نیامد ! انگاه پیامبر(ص) فرمود استخوان  ها را جمع کردند و در میان پوست بزغاله گذاردو فرمود : به اذن خدا

 برخیز ! بزغاله زنده شد و ایستاد و مردم با صدای بلند شهادتین گفتند .

معجزه پیامبر (صلوات الله علیه) - حرکت درخت

امیر المو منین می فرماید : روزی من با پیامبر (ع) بودم که بزرگان قریش به خدمت آن حضرت رسیدند و گفتند : ای محمد ! تو ادعای بزرگی می کنی که پدران و خویشان تو چنین ادعایی نکرده اند و ما از تو درخواستی داریم اگر اجابت کنی می فهمیم که تو پیامبر و فرستاده ی خداوندی و اگر اجابت نکنی می فهمیم که ساحر و دروغگو هستی .پیامبر (ص) فرمود : سوال شما چیست ؟ گفتند : برای ما بخواهی که این درخت از ریشه کنده شود و در پیش روی تو باستد.پیامبر فرمود : خداوند بر همه چیز تواناست . اگر چنین کند ایمان می آورید ؟

پاسخ دادند: آری . حضرت فرمود : من انجام می دهم و می دانم ایمان نخواهید آورد و در میان شما جمعی حضور دارند که در جنگ بدر کشته خواهند شد ودر چاه بدر خواهند افتاد و جمع دیگری هستند که برای جنگ با من لشکرها آماده خواهند کرد . آنگاه فرمود ای درخت ! اگر ایمان به خدا و روزقیامت داری و می دانی که من رسول خداهستم به اذن خدا با ریشه های خود از جا کنده شو و

در نزد من بایست .امیر المومنین گوید : به خداوندی که او را به حق فرستاد آن در خت با ریشه های خود از زمین کنده شد و با صدایی شدید که همانند صدای بال های مرغان بود روانه شد و در نزد حضرت ایستاد و سایه بر سر مبارک او انداخت و شاخه بلند خود را بر سر آن حضرت گشود و شاخه دیگر خود را بر سر من گشود و من در طرف راست او ایستاده بودم .وقتی این معجزه را دیدند از روی تکبر و بزرگی گفتند امر کن درخت بگردد و دو نیم شود و نیمی باز گرددو نیم دیگر در جای خود بماند . حضرت امر کرد و برگشت و نصفش جدا و با سرعت وصدای بلند به نزد حضرت رسید . گفتند : بگو که این نصف هم برگردد و با نصف دیگر متصل گردد. پیامبر (ص) فرمود و این کار هم صورت گرفت . اما ایمان نیاوردند!

20 حدیث از امام حسین (علیه السلام)

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.(تحف العقول ، ص 251)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة

هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

(محجه البیصاء ج 4،ص 228)

 

 **********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)

 

 **********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ

بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ

گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

 

 **********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ

آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

 

 **********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.

هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار،ج 4،ص 19)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.

کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.

کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می ی .

(بحارالانوار،ج78،ص120)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .

کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

(بحارالانوار،ج78،ص126)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند

(بحار الانوار،ج75،ص128)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

(بحارالانوار،ج78،ص119)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

 

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

(بحارالانوار،ج78،ص119)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم

چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد

(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.

هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار، ج 44، ص 192 )

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .  

عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .

(بحار الانوار، ج 78، ص 127 )

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر

حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.

( بحار الانوار، ج 78، ص120 )

تکلم امام حسن مجتبی (ع)با اهو

محدّثين و مورّخين در بسيارى از كتاب هاى تاريخى آورده اند:
حضرت رسول به همراه علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه عليهما براى جنگ از شهر مدينه خارج شده بودند.
و در همان روزها، امام حسين سلام اللّه عليه - كه كودكى خردسال بود - از منزل بيرون آمد و چون اندكى از منزل دور شد، يك نفر يهودى او را گرفت و در منزل خود مخفى كرد.
حضرت فاطمه زهراء عليها السلام به امام حسن عليه السلام خطاب كرد و فرمود: بلند شو، برو ببين برادرت كجا رفته است ، دلم آشوب گشته و بسيار ناراحت هستم .
امام مجتبى عليه السلام فرمان مادرش را اطاعت كرده و كوچه هاى مدينه را يكى پس از ديگرى گشت و برادر خود را نيافت ، از شهر مدينه بيرون رفت و به باغات و نخلستان ها سرى زد؛ و هر چه فرياد كشيد و گفت : يا حسين ، برادرجان ، عزيزم تو كجائى ؛ خبرى از او نشد.
در همين لحظات متوجّه آهوئى شد كه در حال حركت بود، امام حسن عليه السلام آهو را صدا زد و فرمود: آيا برادرم حسين را در اين حوالى نديدى ؟
پس آهو به قدرت خدا و كرامت رسول اللّه صلوات اللّه عليه ؛ به سخن آمد و گفت : برادرت را صالح يهودى گرفته ؛ و او را در خانه خود مخفى و پنهان كرده است .
امام حسن مجتبى عليه السلام پس از شنيدن سخن آهو به سمت منزل آن يهودى آمد و اظهار نمود: يا برادرم ، حسين را آزاد كن و تحويل من ده و يا آن كه به مادرم ، فاطمه زهراء مى گويم كه شب هنگام سحر نفرين نمايد و آن گاه هيچ يهودى روى زمين باقى نماند.
و نيز به پدرم ، علىّ بن ابى طالب عليه السلام مى گويم تا همه شماها را نيست و نابود گرداند؛ و به جدّم رسول اللّه صلوات اللّه عليه مى گويم : تا از خدا بخواهد كه جان همه يهوديان را بگيرد.
صالح يهودى با شنيدن چنين سخنانى از آن كودك در تعجّب و تحيّر قرار گرفت و اصل و نسب وى را جويا شد.
طور مفصّل با ذكر نام پدر و مادر و جدّ خود، فضائلى چند نيز از ايشان بيان نمود؛ به طورى كه قلب و فكر آن يهودى را روشن و به خود جلب كرد، سپس يهودى چشمانش پر از اشك گرديد و درحالى كه از بيان و فصاحت و بلاغت كودكى در آن سنّ و سال سخت حيرت زده و متعّجب شده بود، به او مى نگريست .
و پس از آن كه خوب با خود انديشيد و محتواى بيانات حضرت مجتبى عليه السلام را با دقّت درك و هضم كرد، گفت : پيش از آن كه برادرت را تحويل دهم ، مى خواهم مرا به آئين و احكام - سعادت بخش - اسلام آشنا گردانى تا توسّط شما اسلام را بپذيريم و به آن ايمان آورم .
معارف و احكام انسان ساز اسلام را به طور فشرده براى او بيان نمود؛ و صالح يهودى مسلمان شد و آن گاه حسين سلام اللّه عليه را تحويل برادرش داد و طبقى پر از سكّه هاى طلا ونقره بر سر آن دو برادر ريخت و سپس آن سكّه ها را براى سلامتى هردوى آن ها به عنوان صدقه بين فقراء و بيچارگان تقسيم كرد.
و بعد از آن كه امام حسن عليه السلام برادر خود را تحويل گرفت وى را نزد مادر خويش آورد.
فرداى آن روز صالح به همراه هفتاد نفر از خويشان و دوستان خود به منزل آن حضرت آمدند و همگى مسلمان شدند.
و صالح ضمن عذرخواهى از جريان مخفى كردن حسين سلام اللّه عليه ، بسيار از وى تشكّر و قدردانى كرد كه به وسيله بيانات شيواى معجزه آساى آن كودك ، اسلام آورده است .
همچنين صالح از حضرت رسول و اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليهما عذرخواهى كرد و اسلام خود را بر ايشان عرضه كرد و تقاضاى آمرزش و بخشش نمود.
سپس جبرئيل عليه السلام فرود آمد و به رسول خدا صلى الله عليه و آله إ علام كرد كه چون صالح به وسيله امام حسن كه فرزند امام و برادر امام است ، مسلمان شد وايمان آورد، خداوند او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار داد
مدينة المعاجز: ج 3، ص 293، ح 899، منتخب طُريحى : ص 196.مؤ لّف : عبداللّه صالحى

معجزه امام حسین (ع)

مدتى كوفه از باران رحمت محروم بود؛ از اينرو كوفيان نزد على عليه السلام آمده و از حضرت خواستند كه از خداوند متعال باران طلب كند.
حضرت على عليه السلام اين كار مهم را بر عهده امام حسين عليه السلام گذارد؛ از اينرو امام حسين عليه السلام به پا خاست و بعد از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
اللهم ! معطى الخيرات و منزل البركات ! ارسل السماء علينا مدرارا واسقنا غيثا مغزارا واسعا غدقا مجلا سحا سفوحا فجاجا تنفس به الضعف من عبادك و تحيى به الميت من بلادك . آمين رب العالمين !
بارالها! اى بخشنده خيرات و فرود آورنده بركات ! باران سرشار بر ما بباران و ما را با بارانى فراگير، انبوه ، پردامنه ، پيوسته و مستمر، روان و فرو رونده در زمين عطا فرما كه ناتوانى را از بندگانت برداشته و زمين هاى مرده خود را زنده سازى . آمين اى پروردگار هستى !
دعاى حضرت تمام نشده بود كه آسمان را ابر گرفت و بارندگى شروع شد.
بحار الانوار 44/187.

معجزه در دفن امام رضا (ع)

روي أبو الفرج عن أبي الصلت، انه لما مات الرضا ( عَلَيْهِ السَّلام)، حضره المأمون قبل ان يحفر قبره و أمر أن يحفر إلي جانب أبيه، ثم أقبل علينا فقال حدثني صاحب هذا النعش انه يحفر له قبر فيظهر فيه ماء وسمك احفروا فحفروا فلما انتهوا إلي اللحد نبع ماء و ظهر فيه سمك ثم غاض (1) الماء فدفن فيه الرضا ( عَلَيْهِ السَّلام). داستان: از ابوالفرج اصفهاني روايت شده: اباصلت هروي گفت: هنگامي كه وقت خاكسپاري جنازة رضا عليه السلام فرا رسيد، مأمون مرا حاضر كرد، و دستور داد قبر حضرت رضا عليه السّلام را در يك طرف قبر پدرش ( هارون) حفر كنند، سپس به ما رو كرد و گفت: « صاحب اين جنازه، به من خبر داد كه قبري براي او حفر مي كنند، و در آن آب و ماهي آشكار مي شود، اكنون قبر را حفر كنيد». وقتي كه حفر قبر تمام شد و به لحد رسيدند، آب درآمد و ماهي در آن ديده شد، سپس آب ها فرو رفت، و جنازه امام رضا عليه السلام در همان جا به خاك سپرده شد.

انوار البهيه قمي

معجزه حضرت فاطمه زهرا(س)

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
روزي رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم وارد (خانه) شد و شنيد كه حضرت خديجه با حضرت فاطمه سلام الله عليها (كه هنوز به دنيانيامده بود) سخن مي گويد.
به او فرمود: اي خديجه، با كه سخن مي گويي؟
حضرت خديجه عرضه داشت: جنيني كه در رحم دارم، با من سخن مي گويد و انيس من شده است.
پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود: اي خديجه
اين جبرئيل است كه مرا خبر ميدهد كه اين جنين دختر است. او، همان نسل پاكيزه ي مبارك است. خداوند - تبارك و تعالي - نسل مرا از او قرار مي دهد و به زودي از نسل او اماماني قرار مي دهد. بعد از پايان پذيرفتن وحي آ نها را جانشينان خود در زمين خويش قرار مي دهد
بحارالأنوار 2/43 ح 1، به نقل از أمالي شيخ صدوق

معجزه حضرت علی (ع)

جویریه بن مسهر كه از یاران باوفای حضرت علی(ع) است می‏گوید: با حضرت امیرالمومنین(ع) از قتال با خوارج نهروان می‏آمدیم تا رسیدیم به سرزمین بابل‏3. هنگام نماز عصر رسید.امیرالمومنین و تمام مردم  كه با حضرت بودند از اسب پیاده شدند، علی(ع) فرمود: ای مردم، این سرزمین، ملعون و از رحمت خدا به دور است  و به تحقیق در روزگار سه بار و یا به روایتی دو مرتبه اهل آن معذب شدند و خداوند بر آنان عذاب نازل كرد. و این سرزمین یكی از شهرهای قوم لوط است كه زمین اهل خود را با شكافته شدن و خسف از بین برد. و اولین سرزمینی است كه در آن بت پرستیده شد.برای هیچ پیامبر و یا وصی پیامبر حلال و جایز نیست كه در روی آن نماز بخواند. ای یاران من، هر كدام از شما خواستید در این سرزمین نماز بگزارید مانعی نیست. پس مردم در حاشیه جاده به نماز ایستادند و فریضه خویش را به جا آوردند و امیرالمومنین(ع) بر استر رسول خدا(ص) سوار شد و از آن سامان تشریف برد. جویریه گفت: عرض  كردم والله امیرالمومنین را تبعیت خواهم كرد و از حضرتش نمازم را تقلید خواهم نمود. و پشت سرآن حضرت راه افتادم. پس سوگند به خدا از جسر «سورا»  در ارض بابل نگذشته بودیم كه آفتاب غروب كرد. پس من  شك كردم كه آیا نماز ما باید فوت شود؟ و آیا نباید حضرت علی(ع) نماز بخواند؟ پس ناگهان امام(ع) متوجه من شد و فرمود: یا جویریه آیا شك نمودی؟ پس عرض كردم: بلی یا امیرالمومنین! حضرت در ناحیه‏ای پیاده شد. آنگاه وضو ساخت و برخاست و به كلامی و دعایی ناطق شد كه نفهمیدم چه گوید، گویا به عبرانی سخن گفت. سپس ندا در داد«الصلاه!».

نظر كردم به سوی آفتاب، سوگند به خدا دیدم كه از بین دو كوه خارج شد و از برای او صوت و صدای شدیدی بود. آن گاه حضرت به نماز عصر ایستاد و من نیز نماز را با آن حضرت گزاردم. وقتی كه از نماز فارغ شدیم دفعةً شب شد همچنان كه بود. پس آن هنگام حضرت رو به من كرد فرمود: ای جویریه بن مسهر همانا خداوند عزوجل به حبیبش می‏فرماید: «ای پیامبر!به نام عظیم پروردگار خود تسبیح گوی» ای جویریه من خداوند را به اسم اعظمش خواندم. آفتاب را برای من برگرداند. جویریه وقتی كه این معجزه را از آن حضرت دید، گفت: به پروردگار كعبه سوگند كه تو وصی نبی هستی‏4. شاید علت اینكه امیرالمومنین(ع) معجزه ردشمس راپس ازجنگ نهروان درسرزمین بابل اظهار فرمود، این باشد كه خوارج نهروان، مردمی ظاهرالصلاح و متعبد بودند و از كشتن آنان در ذهن ساده- لوحان شبهه ای پدید آمده بود و لازم بود امیرالمومنین(ع) معجزه ای اظهار فرماید تا دفع شبهه بشود و معرفت انان درحق آن حضرت واعمالش بیشترگردد.

بعضی درباره این روایت اشكالاتی كرده اندوسید مرتضی-علیه الرحمه-پاسخ فرموده است:

اول اینكه: چراآن حضرت عمدا نمازش راقضا كرد؟ سید مرتضی درپاسخ فرمود كه: نماز عصر آن حضرت ازوقت فضیلت عصر تاخیر افتاد. (مطابق آن روایتی كه می‏گوید: آفتاب نزدیك غروب رسیده بود و غروب نكرده بود) دیگراینكه:اگرهم غروب كرده بود، اقامه نماز در ارض بابل برای پیامبر و وصی پیامبر(ص) حرام و ممنوع بود به ناچار علی(ع)باید از آن سرزمین می‏گذشت و به زمینی می‏رسید كه اقامه نماز در آن جا برایش جایز باشد.

اشكال دیگراینكه رد شمس اگر واقع شود همه باید ببینند و نقل كنند.

جواب داده است كه: آفتاب غروب نكرد(تا هوا تاریك شود) و آن قدر برگشت كه وقت فضیلت  نماز عصر شد وآن قدر طول كشید كه‏ حضرت دو ركعت نماز عصربه جا آورد.این مقدارتاخیرخیلی محسوس نیست مگر برای افرادی كه دقت نظربیشتری داشته باشند.لذا تمامی افرادی كه با حضرتش بودند به خوبی توجه كردندوفهمیدند5.

3. موضعی است در عراق نزدیك حله والان «مسجدالشمس» درآنجااست.

4. من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص 204.

5. تفسیر ابوالفتوح رازی به نقل از سیدمرتضی اعلی الله مقامه، جلد 4، پاورقی ص 171.

روزي «ابوجهل» همراه يك نفر يهودي خدمت پيامبر اسلام حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله رفت و بي شرمانه گفت: « تا كي مي خواهي به اين جسارت ها ادامه دهي تا كي مي خواهي به بت هاي ما توهين كني؟ اگر آنچه را كه از تو مي خواهيم برآورده نسازي، ترا خواهيم كشت.» رسول اكرم  ص فرمود: « هرچه بخواهيد برايتان مي آورم.» ابوجهل با يهودي مشورت كرد كه از او چه بخواهيم كه نتواند برآورده كند؟ يهودي گفت: « اگر آن چيزي كه ما مي خواهيم زميني باشد، او با سحر و جادو، آن را انجام خواهد داد. ولي سحرِ او در خارج از زمين اثري ندارد.» ابوجهل به پيامبر عرض كرد:« اگر ماه را دو نيمه كني به شما ايمان مي آوريم و با شما بيعت مي كنيم.» رسولِ خدا از ايشان پيمان گرفت. چهارده تن از سرانِ قريش نيز اعلام كردند كه در صورتِ دو نيمه شدنِ ماه به پيامبر ايمان خواهند آورد. در اين موقع «جبرئيل» از جانب خداوند نازل شد و عرض كرد:« خداوند ميفرمايد: ما تمام افلاك و ستارگان را در اختيار شما قرار داده ايم و آنچه را كه بخواهي انجام مي دهيم.» پيامبر ص خوشحال گرديد. بنابراين شبِ چهاردهم را كه قرصِ ماه كامل است، براي انجام معجزه معيّن فرمود. در آن شب، رسولِ خدا به همراه ابوجهل و ساير مشركان و چند تن از مؤمنين از كوهِ « ابوقبيس» بالا رفتند. پس از اينكه دوباره در اين مورد عهد و پيمان بستند، رسول اكرم با انگشتِ مباركِ خود به ماه اشاره نمود و آنرا دو نيم ساخت. نيمي از ماه در جاي خود مانده بود و نيمي ديگر از آن دور شده و فاصله گرفته بود، به طوري كه كوه «حراء» ميانِ دو نيمه ي ماه فاصله افكنده بود. پيامبر به مشركان فرمود: « آيا مي بينيد؟» مشركان عرض كردند: «بلي مي بينيم، آن را به وضعِ سابقِ خود بازگردانيد.» پيامبر اشاره اي فرمود و دو نيمه ي ماه به هم چسبيد. آنگاه رسول اكرم ص از ايشان خواست كه ايمان بياورند. آن يهودي كه اين معجزه را پيشنهاد كرده بود، فوراً ايمان آورد، امّا ابوجهل و ساير مشركين در گمراهي و ضلالت باقي مانده و ايمان نياوردند.

توحيد و نبوت- دستغيب

مجموعه احادیث 14 معصوم ع به صورت فایل فلش ومتحرک